به قول بچه ها گفتنی می خواهم یک حرف خفن بزنم:می دانی دیروز عاشورا بود؟! می دانی سه روز پیش عاشورا بود؟! می دانی فردا عاشوراست؟! می دانی چهار روز دیگه عاشوراست؟! می دانی دوماه دیگر عاشوراست؟! اصلا می دانی 10/3/1450 عاشوراست؟!می دانی یا نه؟!می دانی همین جایی که الان ایستادی کربلاست؟! می دانی اتاق کوچک یا بزرگت کربلاست؟ می دانی مدرسه ای که هر روز مهمانش هستی کربلاست؟! می دانی آن خیابانی که دیروز ازش گذشتی کربلاست؟!می دانی زمین آسفالتی که توش فوتبال بازی می کنی کربلاست؟!
می دانی یا نه؟!
فکر نکنی این حرف های خفنی که زدم حرف جدیدیه یا مثلا خواستم به قول بچه های هنری ساختار شکنی کرده باشم!
مگر نشنیدی که می گویند:«کل یوم عاشورا، کل ارض کربلا»!؟
یعنی همین! یعنی کربلا می تونه همه لحظه ها و همه ی مکان های من و تو باشه!
یعنی تا بوده و هست و خواهد بود کربلا برای همه آدم ها هست ! یعنی هنوز امام هست و هنوز یزید هست!ینی هنوز که که هنوز است امام یار می خواهد! می دانی بعد از آن هفتاد و دو نفر شهید عاشورا چند نفر به قافله امام رسیدند؟ می دانی تا همین لحظه که این متن را می خوانی چند نفر عاشورایی شده اند؟!
بسیار بودند که رسیدند!می دانی یا نه؟!
می دانم که می دانی!
نمی خواهی به قافله برسی؟! پس معطل نکن و بیا عاشورایی شویم! آنهم از نوع «کل یوم عاشورا، کل ارض کربلا»!؟
فدات!
|
|
|